مرتضى راوندى

533

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ناپلئون بناپارت پس از آنكه ديد در اروپا قادر به شكست انگلستان نيست و از پياده كردن سپاه به جزاير انگلستان عاجز است ، تدابير سياسى و نقشه جنگى خود را به سمت هندوستان و حدود غربى آن يعنى ايران معطوف نمود ، و بر آن شد كه با جلب يارى دو دولت عثمانى و ايران از خاك اين دو كشور ، سرزمين زرخيز هندوستان را به تصرف خود درآورد و از منابع نامحدود آن براى پيش بردن نقشه‌هاى وسيع سياسى و اقتصادى و تسخير بازارهاى جهان استفاده نمايد . در دوره‌يى كه ناپلئون با انگلستان و متّحدين اين كشور به مبارزه اشتغال داشت ، دورهء اول جنگهاى ايران و روس در سال 1218 هجرى ( 1804 ميلادى ) شروع شد . در اين تاريخ ، چون دولت ايران به هيچوجه خود را قادر به نبرد با يكى از بزرگترين دول اروپايى - يعنى روسيه تزارى - نمىديد ، نخست دست يارى و استمداد به سوى انگلستان دراز كرد و اين مصادف با ايّامى بود كه نمايندگانى از طرف ناپلئون بناپارت به ايران آمده و به پادشاه ايران پيشنهاد عقد اتحادى بر ضد روسيه كرده بودند . پس از آمد و رفت مكرر نمايندگان سياسى ، نمايندهء ايران در ماه صفر 1222 با ناپلئون معاهده‌يى بست شامل شانزده ماده و به موجب آن مقرر گرديد : غير از انواع اسلحه و مهمّات ، دولت فرانسه عدّه‌يى معلم و مهندس براى آشنا كردن ايرانيان با علوم و فنون جديد به ايران گسيل دارد ، شكستهاى مكرر ايران از روسيه تزارى و از دست رفتن قسمتى از خاك ايران و آمدن سرتيب گاردان با عده‌يى مهندس و معلم و كارشناس به ايران ، مردم ايران ، به خصوص روشنفكران را به عقب‌ماندگى فرهنگى كشور و لزوم جنبش و رستاخيزى وسيع براى جبران سستيهاى گذشته واقف ساخت ؛ در اين ايام به علل سياسى ناپلئون با امپراتور روس پيمان دوستى بست و به متحد سابق خود فتحعليشاه خيانت ورزيد . در چنين شرايطى ، نمايندگان سياسى انگلستان با تحف و هداياى گرانبها از جانب پادشاه انگلستان به ايران آمدند و موافقت كردند كه با دادن 120 هزار ليرهء انگليسى و اعزام عده‌يى كارشناس و خبرهء نظامى به اصلاح آرتش ايران اقدام نمايند . با اينكه هيأتهاى سياسى و نظامى فرانسه و انگلستان گام مؤثرى در راه اصلاح ارتش ايران برنداشتند ، كم‌وبيش ايرانيان را با خصوصيّات فرهنگ و تمدن غرب آشنا كردند ؛ علاوه‌براين ، اعزام تعدادى دانشجو به فرنگ از دوره فتحعليشاه به بعد ، و ورود مظاهر گوناگون فرهنگ و تمدن اروپايى به ايران ، اقليتى از روشنفكران و ترقيخواهان ايران را بر آن داشت كه در راه بيدارى مردم به پا خيزند و با قلم تواناى خود و ايجاد محافل و جلسات مخفى با عقب‌ماندگى و جهل و خرافات مبارزه كنند . تلاش مردانى چون عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير كاردان او قائم مقام اول ، جلب